شير على خان لودى

136

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

شروع در اصل مدّعا - بعد از تمهيد مقدّمات ، نموده مىشود كه چون لذّت موسيقى بر طوايف انام ، اعمّ و اشمل افتاده است ، هر گروهى از آهنگ زير و بم به نوعى كه مطبوع و مستحسن نموده ، عشرت پيرا و بهره‌اند وزند ، نظم : هر طايفه‌اى به جست‌وجويى * دانند تو را به گفتگويى مرغان چمن به هر صباحى * خوانند تو را به اصطلاحى آنچه امروز در ايران و توران و هندوستان نزد ارباب الباب اشتهار و اعتبار دارد ، منحصر در دو قسم است ، قسم اوّل نغمات كه تعلّق به اهل ولايت دارد . قسم دوم آنكه مخصوص به اهل هند است ، به قول فخر رازى ( ره ) ابتداى آن از حكيم فيثاغورس است تلميذ سليمان ( ع ) 103 . و در حديقة الأنوار آورده كه حكيم فيثاغورس شبى در رؤياى صادقه معاينه نمود كه شخصى مىگويد : فردا بر لب دريا برو ، علمى بر تو مكشوف خواهد گرديد ، حكيم على الصّباح بر دريا رفت و ساعتى چند در طلب مقصد نامعلوم صرف نمود تا به جايى رسيد كه آهنگران ، آهنها را از كوره برآورده به مطرقه مىكوفتند و صداى زير و بم از هر طرف بلند شده بود ، حكيم در آنجا به مراقبه نشست و از اداى ضربات مطرقه استنباط آهنگ موسيقى نموده ، قصيده‌اى مشتمل بر مواعظ و نصايح ترتيب داد و در مجمع بنى اسرائيل آمده ، به آهنگ دل‌فريب بخواند . مستمعان را حال متغيّر گشت و جمعى كثير به تصرّف نغمات ملايمه از خود رفته ، بيش از پيش راغب گرديدند ، رباعى : دل وقت سماع بوى دلدار برد * جان را به سراپردهء اسرار برد اين نغمه چو مَركبيست مر روحِ تو را * بردارد و خوش به جانب يار برد بعد از آن ، چون حكماء ديگر به تعمّق نظر دريافتند كه از آفتاب عالم‌تاب در هنگام تحويل هر برجى به برجى ، صوتى ديگر صدور مىيابد ، لاجرم مطابق بروج اثنا عشره ، مقامات دوازده‌گانه اخذ كردند ، و اين دو بيت مشتمل بر اسامى مقامات مذكوره است ، نظم : راست عشّاق بوسُليك بساز * با نوا اصفهان بزرگ‌نواز زير افكن عراق و زنگوله * پس حسينى و راهَوى و حجاز و شعبه‌هاى آن نظر بر ساعات ليل و نهار ، بيست و چهار رسيده و نغمات را برطبق روزهاى سال بر سيصد و شصت مقرّر نمودند ، و لا مانع فى ازدياده من الامتزاجات . و بعضى برآنند كه حكيم فيثاغورس اصل موسيقى را از اصوات افلاك استنباط نموده و گفته كه هيچ نغمه‌اى خوش‌آينده‌تر از آواز افلاك نيست . و در كتاب لمعات الاشراق مذكور است كه نسبت شريفه‌اى كه ميان حركات فلكى كه به حسب سرعت و بطؤ و مقادير ازمنه كه تابع اوست واقع است ، هرآينه نسبتى به غايت شريف خواهد بود كه مدار انتظام عالم كون و فساد بر آن مبنى